شهر و شهرسازی |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
تهران و تهرانی
تهران و تهرانی را یک نگاهی بیاندازید........!| لینک | دوشنبه ٢٦ شهریور ،۱۳۸٦ - صمد ذواشتیاق |
بدنبال فرصت های گمشده
متن ذیل در هفته ی گذشته ( چهارشنبه 6 اسفندماه 82 ) در صفحه ی 18 روزنامه ی همشهری با تیتر ژورنالیستی " ابر خشت رویائی بیش نیست ، آقای پروفسور" به چاپ رسید که بعد از چاپ آن ، من یادداشت خودم را در وبلاگم می آ ورم تا کسانی که به روزنامه ی مربوطه دسترسی نداشتند ، نقد حقیر را بخوانند ؛ ضمن آنکه توضیحی داده باشم که به هیچ وجه قصد اهانت به کسی نبوده و تیتر مربوطه نیز متأسفانه بسیار ژورنالیستی انتخاب شده و تیر مورد نظر من همین است که در این یادداشت ارائه شده " بدنبال فرصت های گمشده " ؛ هرچند که این تیتر نیز به اندازه ی کافی ، شاید گزنده باشد!
این هم اصل یادداشت :
فاجعه ای رخ داد و تعداد بیشماری از هم وطن نان ما ، در پی آن ، در زیر آوار گشته شدند. اما فاجعه ی بزرگتر آنکه به بهانه ی آن مباحثی مطرح می شوند که فقط جنبه ی تبلیغاتی برای یک سری نظرپردازان نظریات خام و نپخته بهمراه دارند.
ادعایی نیست و فقط در حهت روشن شدن اذهان سایر نظریه پردازان مطرح می شود. مسئله مورد نظر زلزله ی بم و چگونگی بازسازی آن است .
در گفتگوئی که با آقای نادر خلیلی به بهانه ی این موضوع در روزنامه ی همشهری مورخ پنجشنبه 9/11/1382 انجام شده ، ایشان مدعی بازسازی بم به شیوه ی خاص و اختصاصی خود هستند.
"ابر خشت" روش پیشنهادی ایشان برای باز سازی شهر بم است .در این باره می گویند : " این روش در حقیقت همان ,, خشت ,, قدیمی ماست ؛ ولی تحولی در آن بوجود آمده است ، به طور مثال با همان مصالحی که در خرابه های بم هست کاملا امکان پذیر است که مجددا شهر باز سازی شود.کیسه هایی که درازای زیادی دارند ولی عرضشان حدود استاندارد 50-40سانتیمتر است ، و البته مصالح استاندارد هستند، کیسه در محل پر می شودو بعد می کوبیم تا کاملا فشرده شود. بدون نیاز به پی، لایه های کیسه را روی هم قرار می دهیم و بین آنها یک یا دو یا سه ردیف سیم خاردار قرار می دهیم،به همان درازا، و به همین شکل دیوار بالا می رود....."
مبحث جالب است ؛ بالاخص وقتی ادعای پذیرفته بودن آن توسط قوانین ساختمانی کالیفرنیا و اینکه در کالیفرنیا اجازه ی ساخت بیش از یک طبقه با این روش ,, ابر خشت ,, داده نمی شود!
چند نکته لازم است در اینجا به نقد گذاشته شود :
- چرا بدون پی ؟
- جایگاه پی در سازه ی یک بنا چیست ؟
- علت ندادن اجازه به ساخت بیش از یک طبقه ، بااستفاده از این روش ، مطابق قوانین کالیفرنیا چیست ؟
- مفهوم یک یا دو یا سه ردیف سیم خاردار، آیا نشانی از بلاتکلیفی محاسبات سازه ای نیست؟
- مصالح استاندارد یعنی چه؟ مخصوصاً در آنجائی که اشاره به بودن مصالحی که در خرابه های بم می شود. اگر آن مصالح استاندارد بودند؛ چرا فرو ریختند؟
- عبارت استاندارد یعنی بهره مند بودن از حداقل های قابل قبول . ونه به معنای بالا بودن کیفیت!
خوب حال با مطرح شدن سئوالات فوق ؛ با این روش ساخت ، چه شاهکاری قرار است خلق شود که به معماری سنتی ایران زمین ؛ بالخص معماری شهر اصفهان ارجاع داده می شود؟
اولاً چه خوب و مناسب است که ما معمارها وارد مقوله ی سازه ای نشویم . آنچه در گذشته مطرح بوده با آنچه تکنولوژی امروز دیکته می کند؛ زمین تا آسمان متفاوت است.متأسفانه ما علم ساختمان سازی سنتی و ایرانی خود را فزاموش کرده ایم و علم ساختمان سازی ( کنستراکشن) امروزجهان را نیز نیاموخته ایم!
جدّ معمار ما اگر به مقوله ی سازه می پرداخت دانش لازم و کافی را در علم ساختمان سازی خویش داشت ؛ چون به خوبی مصالحی را که با آن کار می کرد را می شناخت و به چگونگی عملکرد آن در شرایط مختلف آگاهی کامل داشت و با یک دوره ی مثلاً 5-6 ساله ی تحصیلات دانشگاهی مدعی فراگیری تمام حیطه های دانش ساختمان سازی هم نبود ! خاک کارگاه ساختمانی خورده بود سالیان دراز و موی سفید کرده بود طی روزگار؛ آنهم پیش اساتیدی که واقعاً حق استادی داشتند!
خوشبختانه هنوز در ایران و در ایندوره ی زمانی کسانی هستند که دانش کافی به این علم دارند و لزومی به وارد کردن متخصصان فرنگ رفته نیست. امّا مشکل آنجاست که عوامل کار بی دانش اینکارند که نه علم قدیم را میشناسند و نه علم جدید ؛ و فقط به دنبال بازار کاراین فعالیت به آن مشغول.از کارگر ساده ی ساختمانی گرفته تا بنّا و معمار، آهنگر و جوشکار و قالب بند و بتن ریز گرفته تا مهندسین مان ؛ کور کورانه به تقلید غلطی دیگر ، غلط دیگری می سازند و چه خوب بزکشان !
معماری ؛ ,, ابر خشت ,, نیست که به کمک سیم خاردار درون کیسه ها بهم بجسبد و سرهم بالا بیاید. این همان ,,چینه,, است ، که نام ابر خشت به خود در قالبی نومی گیرد و همان فاجعه ای که به زیاد باوری خود ؛ سیر به قهقرا می بریم !
بیایید بدنبال دانش درست علم ساختمان سازی سنتی ایرانی آن را با مصالح ساختمانی امروزه تلفیق دهیم و به همراه دانش روز این علم ، بدرستی بکار گیریم . معدود متخصصان این رشته را در یابیم و از استادی ایشان بهره گیریم . کارگر و بنّا و معماران را به این دانش مسلح کنیم و از اشتغالهای بدون تخصص در این رشته جلوگیری کنیم . با هزار سرباز وصد دانشجو، نه بم بلکه هیچ بیغوله ای به درستی ساخته نخواهند شد. ابر خشت یک رؤیا بیش نیست اگر سرابی بیش نباشد.
| لینک | سهشنبه ۱٢ اسفند ،۱۳۸٢ - صمد ذواشتیاق |
به تهران و تهرانی سر بزنيد!
يادداشتهائی را به وبلاگ تهران و تهرانی اضافه کردم سری بزنيد و اگر توانستيد ببينيد ؟! بخوانيد!
ياحق
| لینک | یکشنبه ۱٠ اسفند ،۱۳۸٢ - صمد ذواشتیاق |
کاريکاتور وبلاگ نويسان
به يادداشت بم و زلزله محددا مراجعه کنيد !
ياحق
| لینک | جمعه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٢ - صمد ذواشتیاق |
سری هم به تهران و تهرانی بزنيد!
از امروز تصميم گرفتم که وبلاگ تهران و تهرانی را نيز سرو سامانی جديد بهش بدهم و يادداشتهايش را با شهر و شهر سازی متفاوت کنم !
البته اگر سعادتی باشدو وقت امانم دهد و خيلی چيزهای ديگر.......!!!
اولين يادداشت متفاوت را برايش گذاشتم ! فرصتی کرديد به اين وبلاک هم سری بزنيد.
يا حق و با اميدش !
| لینک | پنجشنبه ۱۸ دی ،۱۳۸٢ - صمد ذواشتیاق |
راستی حوصلش نبود!
اما دلم خيلی پر بود!
شايد کمی سبک شدم!
يا حق
| لینک | پنجشنبه ۱۸ دی ،۱۳۸٢ - صمد ذواشتیاق |
پارک ۵۰۰۰ تومانی!
جرايم جديد راه گشای مشکلات ترافيک و آلودگی هوای تهران شده و فقط چشم بصيرت می خواهد که ببيند!
اداره ی جرايم و رانندگی بهترين شرايط را پيدا کرده و در اين بی پارکينگی تهران يکه تازی می کند و فقط از آن همه ليست بلند بالای مصوبه ی هيئت دولت در مورد جرايم رانندگی ؛ جسبيده به توقف ممنوع و پارکينگ ممنوع پارکومتر پول نينداخته و يا پول خورد کافی نداشته ی راننده ی مفلوک و محدوديت زمانی پاک در کنار پارکومترو ......... وخلاصه اينکه توی خيابان که ميخواهی پارک کنی که نه پارکينگ عمومی هست و نه به صرفه ی کسی که روی زمين ميليون تومانی پارکينگ بسازد و توی کوچه ها هم که حساب و کتابی نيست و صاحبان خانه ؛ شارع عمومی را زنجير کشيده اند و يا ميله بجای درخت کاشته اند و شهرداری و اداره جرايم ورانندگی هم که کاری به اين کارها ندارند و .....خلاصه اين قصه نيز علاوه بر ساير قصه های شهر تهران شايد هم غصه های شهر تهران و شهر وندانش ! انشاءالله زلزله می ياد و همه مشکلات حل ميشه !!!
به اميد آن روز يا حق!
نه اينکه زلزله بياد! مشکلات حل بشه ! آرزو بر جوانان عيب نيست حتی اگه پير شدند و پا در لب گور گذاشتند!!!
| لینک | پنجشنبه ۱۸ دی ،۱۳۸٢ - صمد ذواشتیاق |
زلزله ی بم و جابجايی پايتخت از تهران !
خيلی جالب است که آدم يادداشت بنويسد و بالکل پاک شود.يا که بصورتی احمقانه چندين بار تکرار شود!
اصلاحشم بکنی ولی بی اثر!
خوب اينهم از خاصيت محيط های وبلاگ نويسی ايرانی که مثل بقيه چيزهايمان کاريکاتور چيزهای فرنگی است !!!
يا حق
چيزی در مورد زلزله و تهران و بم و........ نوشته بودم که همش رفت پی کارش ! گويا فضوليش بمن نيامده بود!
| لینک | پنجشنبه ۱۸ دی ،۱۳۸٢ - صمد ذواشتیاق |

